قهرمان ميرزا عين السلطنه

460

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

پست ديروز آمد . كاغذنويسى و مسافرت فردا به ملاير مانع شد . روز شكار خرگوش روباه و كبك بود . مطلب غريب نرسيدن كاغذجات من است به طهران . سه پست كاغذ نوشته‌ام هيچ كدام به طهران نرسيده ، نمىدانم جهتش چه بوده . رئيس پست التزام داد هفتهء ديگر جواب چهار هفته را برساند . ركن الدوله - محسن خان مشير الدوله مطلب تازه حاكم شدن ركن الدوله است به فارس و دادن هشتاد هزار تومان پيشكش . خوش‌بخت است . از فرمانفرمائى خراسان شش ماه نيست آمده حال به فارس مىرود . شش ماه ركن الدوله از حضرت و الا كوچك‌تر است . بعد از فوت مشير الدوله تجارت و وزارت عدليه را به معين الملك داده‌اند . لقب مشير الدوله و سه هزار تومان مواجب هم به مشار اليه داده‌اند . اين هم يكى از آن خوش‌بختهاست . از سفارت اسلامبول مغضوبا آمد حال كارش چنين شد . يكى از صاحب - مكنتين ايران شده است . باز دستخط شده بود كه اعليحضرت عزم را جزم فرموده‌اند و البته تشريف‌فرما خواهند شد . مطالب عمده براى تشريف‌فرمائى اعليحضرت عرض شده بود . از جهت نرسيدن چاپار تأخير افتاده . مرقوم شده بود فكر جو و گندم و كاه شود . حرف مفت و مشقت قاطرچى و سرباز و مهتر به گردن شما است . متحير هستم - با نيامدن حاصل و نرسيدن حاصل امسال كار سخت و دشوار است . خداوند اصلاح كند كار كوچكى نيست . وزير همه سالهء نهاوند مطلب ديگر آمدن ميرزا على خان برادر ميرزا على اصغر خان داماد حضرت و الا است به وزارت ولايت ثلاث . حضرت و الا در وقت آمدن من هم در خيال فرستادن مشار اليه بودند . حال آمدنشان يقين شد . لقب جنابى و خلعت برايش حضرت و الا گرفتند . خدمت حضرت اجل امين السلطان منشى بود . عمل گمرك هم با مشار اليه و ميرزا على اصغر خان است . دو سال قبل هم وزارت گيلان را كرده است . حضرت و الا از دست پدرسوختگى ميرزا غلامرضا نوكر خودشان اين را انتخاب فرمودند . ميرزا جعفر خان وزير همه سالهء نهاوند صبح آمد نزديك بود فجأه كند . خيلى منقلب است . امان از وقتى كه اين شخص وزير ولايت شود . با وجودى كه به تمام مردم كارش معلوم است هميشه وزير نهاوند بوده و برادرش تحويلدار . قلم دست اين ، پول دست برادرش . كار واضح است . حكومت آن وقت مستقل خواهد بود ! الان باز برف مىآيد شكار صبح هم انشاء الله خواب خواهد بود . سه‌شنبه غره شهر شعبان المعظم - صبح زود سوار شده از راه كله‌خان رفتيم . يك وجب برف آمده بود . توله استاپ به دو خرگوش خوابيده ماهرخ داد . پياده شده بلند شدند . دو تير انداختم نخورد . مدتى راه رفتم . اين راه دور تر است . زير آورزمان ده حاجى سهراب خان ملايرى ، خداداد خان ، ياور هادى خان و سوارهاى نهاوندى رسيدند .